السيد ابن طاووس ( مترجم : محمدتقى بن علينقى طبسى )
76
مهج الدعوات ومنهج العبادات ( فارسى )
برآورده شده و اى سزاوار كلامهاى تمام « 1 » و نامهاى اطاعت كرده شده « 2 » و سؤال مىنمايم ترا اى روشنى بخش روز ( به آفتاب ) و اى روشن نمايندهء شب ( به ستارهها و ماه ) و اى روشنكنندهء آسمان و زمين ، و اى روشنى ده نور ، و اى نورى كه روشن مىگردد به سبب او هر نورى ، اى داناى امور پنهان همهء آنها خواه باشند در بيابان و در دريا و در زمين و در آسمان و در كوهها . و سؤال مىنمايم از تو اى كسى كه فانى نمىشود و هلاك نمىگردد و بر طرف نمىشود ، و نيست از براى او چيزى كه به وصف درآيد ، و نيست به سوى او تو تعريفى نسبت داده شده ، و نيست با او خدائى ، و نيست خدائى به غير از او ، و نيست از براى او در پادشاهى او شريكى ، و نسبت داده نمىشود عزّت مگر به او . هميشه به همهء علمها داناست و بر همهء دانشها مطّلع است و مر همه چيز را منتظم گردانيده است « 3 » و به هستى همه چيز « 4 » [ به موجود نمودن چيزها ] داناست و مر تقدير چيزها را « 5 » محكم گردانيده است و در خلق نمودن چيزها « 6 » بيناست و به همه چيز مطّلع است . تو آن چنانى كه پست شده است از براى تو آوازها و گمراه شدند در شأن تو عقلها [ وهمها ] و تنگ و كوتاه است نزد تو سببها ، « 7 » و پر كرده است « 8 » هر چيزى را روشنى تو ، و ترسيده است هر چيزى از تو ، و گريخته است هر چيزى به سوى تو ، و اعتماد نموده است هر چيزى بر تو ، و توئى بلند مرتبه در عظمت خود « 9 » و توئى صاحب آب و رنگ « 10 » در نيكوئى و حسن خود ، و توئى بلند مرتبهء بزرگ در توانائى خود و تويى آن چنان كه ادراك نمىكند ترا چيزى و توئى بلند مرتبهء بزرگ [ بسيار بزرگ ]
--> ( 1 ) يعنى كلامهائى كه تمام هستند ، يعنى در فهميدن معنى از آنها ، يا در مشتمل بودن به فصاحت و بلاغت ، عيبى و نقصى در آنها نيست . يا آن كه تمام هستند در محافظت نمودن شخص را كه به آنها از آفتها و بلاها متوسّل گردد و پناه برد ، و ممكن است كه مراد از كلمات تامات پيغمبر و اهل بيت او عليهم السّلام باشد . و اللَّه يعلم ( 2 ) يعنى نامهائى كه حكم آنها جارى است ، يا آن كه امر آنها ممضى است ، پس لازم آيد كه آنها مطاع باشند . و اللَّه يعلم . ( 3 ) نظم در لغت عرب به معنى مرواريد در رشته كشيدن است ، يعنى خداى تعالى همهء موجودات را ايجاد نموده است به نظامى و ترتيبى كه مناسب و لايق است به آنها و مصلحت در آن دانسته . و اللَّه يعلم . ( 4 ) يعنى به همهء موجودات دانا و مطلع است ، يا آن كه بر ايجاد نمودن همهء ممكنات عالم و قادر است . و اللَّه يعلم . ( 5 ) يعنى تدبير نمودن و تقدير كردن خداى تعالى چيزها را محكم و ثابت است و او را تغيير رأيى و مخالفت امرى نيست . و اللَّه يعلم . ( 6 ) يعنى خداى تعالى همهء مخلوقات را از روى بينائى و دانش خلق نموده است ، يا آن كه همهء مخلوقات را مىبيند و مىداند كه در چه كارند و از ايشان چه سر مىزند از كارهاى خوب يا بد . و اللَّه يعلم . ( 7 ) يعنى به هيچ وسيله و سببى نمىتوان به كنه تو رسيدن و ادراك صفتى از صفات تو نمودن چه همهء اسباب كوتاه و نارسا است . و اللَّه يعلم . ( 8 ) يعنى نور رحمت تو در همه چيزها بسيار است ، يا آن كه دوستى تو در همهء دلها جاى نموده ، يا آن كه اقرار به هستى تو در همه چيزها مفطور است ، يا آن كه پرتو وجود تو بر همه چيزها افتاده ، همچنان كه حكما گويند كه وجود همهء موجودات پرتو و اثر وجود خداى تعالى است . و اللَّه يعلم . ( 9 ) « جليل » و « كبير » و « عظيم » هر سه به معنى بزرگ هستند و ليكن « جليل » به معنى بزرگى در صفات است و « كبير » به معنى بزرگى در ذات است و « عظيم » بزرگى در ذات و صفات هر دو است و گاه باشد هر يك از اينها مجازا در معنى ديگرى استعمال كنند . و اللَّه يعلم . ( 10 ) بهاء خداى و جمال و حسن او كنايه از عظمت خداى تعالى و صفات نيكوى اوست . و اللَّه يعلم .